تبلیغات
وب سایتی مثل هیچ کجا . بهترین ها و جدید ترین ها و زیبا ترین ها - پیرمرد وفادار
چهارشنبه 21 خرداد 1393  07:23 ب.ظ    ویرایش: چهارشنبه 21 خرداد 1393 07:25 ب.ظ
توسط: علیرضا

 پیرمرد وفادار

پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد...در راه با یک ماشین تصادف کرد و اسیب دید.عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین در مانگاه رساندند.پرستاران ابتدا زخم های پیرمرد را پانسمان کردند.سپس به او گفتند: ((باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت اسیب ندیده)) پیرمرد غمگین شد،گفت عجله دارد و نیازی به عکس برداری نیست . پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.پیرمرد گفت:همسرم در خانه سالمندان است.هر روز صبح به انجا می روم و صبحانه را با او می خورم.نمی خواهم دیر شود!پرستاری به او گفت:خودمان به او خبر می دهیم.پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متاسفم،او الزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا نمی شناسد!! پرستار با حیرت گفت:وقتی نمیداند شما چه کسی هستید،چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته،به ارامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است

   


نظرات()  
Can stretching help you grow taller?
جمعه 6 مرداد 1396 09:04 ب.ظ
Hey would you mind letting me know which hosting company you're working with?
I've loaded your blog in 3 completely different browsers and I must say this blog
loads a lot quicker then most. Can you recommend a
good hosting provider at a reasonable price?
Cheers, I appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

وب سایتی مثل هیچ کجا . بهترین ها و جدید ترین ها و زیبا ترین ها

بهترین ها و جدید ترین ها و زیبا ترین ها